Wednesday, July 15, 2009

کشور گل و بلبل



می گویند "همه چیزمان به همه چیزمان می آید" ، که واقعاً می آید!

رهبر فرزانه! ، رئیس جمهور ابله ، مردم گوسفند (بلانسبت شما ، مردم را می گویم!)

به وقت تجارت و بیزینس همه آدام اسمیت می شویم سر شیطان را هم کلاه می گذاریم . در جامعه و سیاست گشادترین کلاه ها را انتخاب میکنیم که سرخودمان بگذاریم . تقصیر ما نیست ، به قول نامجو جبر جغرافیاییه .

طبق تحقیقات عمیقی که حقیر در عمق تاریخ انجام دادم ، پی بردم که سالها پیش که تصادفاً همزمان شده بود با ورود اسلام وبخصوص اعراب به ایران ، اقوام ایرانی دچار بعضی تغییرات ژنتیکی شدند که مهمترین عامل آن از بین رفتن ژن حامل وطن پرستی و مردانگی و دیگر مزخرافات! بود . و این ادامه داشت تا بعدها که دست بر قضا مصادف شد با روی کار آمدن شاه اسماعیل . اینجا بود که در پی یک جهش ژنتیکی مردم ایران از لحاظ خلق و خو و حتی ظاهر تغییر کردند و تبدیل شدند به مردمی متغییر و این تغییر و رنگ عوض کردن همچنان ادامه دارد که معروفترین قربانی معاصر این ویژگی جدید ، مرحوم مصدق بود که متاسفانه به اندازه من جامعه شناس نبود ، که اگر بود به پشت گرمی این مردم دلخوش نمی کرد .

مهمترین نمونه دمدمی مزاجی و گوسفند مرامی مردم در سالهای گذشته هم بازمیگردد به انتخابات ریاست جمهوری اخیر که اظهر من الشمس است و نیاز به تحلیل ندارد . مشارکت گسترده مردم در انتخابات و انتخاب شایشته آنها ، گذشته از جریان مشت محکم بر ... و غیره ، با بر هم زدن تمام معادلات و پیشبینی ها به تمام کارشناسان و تحلیل گران سیاسی دنیا نشان داد که مشتی بیسواد بیش نیستند و حالا حالاها تا شناختن ما فاصله دارند چه رسد به پیشبینی عملکرد ما. برای زدن تیر خلاص به این کارشناسان بیسواد تا انتخابات بعدی صبر کنید و ببینید که چطور باز هم با رأی قاطع خود احمق را بر جای اصلح می نشانیم.

اینها که گفتم (نوشتم) ، گوشه ای بود از مکاشفات بنده پیرامون " ریشه یابی آسیب شناسی جامعه معاصر ایران"! که بخاطر رسیدن هنگام صرف ناهار هم فشرده بود هم ناتمام ماند!

تا یادم نرفته از اعماق وجود! خواهش می کنم از حرفهایم برداشت سیاسی نکنید ، چون همین زندانی که توشیم رو ترجیح میدم به پریدن از رو پشت بوم و خوردن داروی نظافت! و دیگر کاریهایی که نمی دونم چرا جدیداٌ بعضیها که از سرشون رایحه قرمه سبزی به مشام میرسه انجام می دهند. خلاصه اینکه همانطور که مرحوم مهندس ادب (نماینده سنندج در مجلس) گفت "نماینده های مجلس کارشون پر کردن صندلی های مجلس برای رسیدن به حدنصاب است" بنده هم قصدم فقط پر کردن این page بود که خدای نکرده بی استفاده نمونه!

No comments:

Post a Comment