Wednesday, July 15, 2009

من و گرونفروشی


حدود هشت سال پیش من یک غرفه در فروشگاه رفاه ، برای فروش لوازم جانبی کامپیوتر اجاره کردم . آن زمان قیمت ارزان ترین سی دی خام موجود در بازار 300 تومن بود . من بصورت عمده (هزار حلقه) حلقه ای 150 تومن خریده بودم و قیمت فروشم 250 تومن بود . و چون هنوز خام و بی تجربه بودم ، فاکتورهای خرید رو هم به غرفه دار داده بودم که همانجا نگهداری کند . یک روز خانم غرفه دار باهام تماس گرفت و گفت از دادگاه برای من احضاریه آمده ! من که تا آن زمان ، گذرم به آنجور جاها نیفتاده بود ، با هزار فکر و خیال و هول و ولا رفتم احضاریه را گرفتم و متوجه شدم علت احضارم ، گرانفروشی است! . ه در روز مقرر به دادگاه رفته و با سری افکنده و وجدانی مالامال از احساس گناه ! روبروی آقای قاضی نشستم و دیدم فاکتورهای خرید سی دی ها ، روی میز قاضی است . جناب قاضی فرمودند ، طبق فاکتور ، قیمت خرید سی دی ها 150 تومن است و براساس قانون و مصوبه ی اتحادیه لوازم خانگی ، سود مجاز بنده 12 درصد است . و محاسبه فرمودند که 12 درصد از 150 تومن میکند به عبارت 18 تومن ! یعنی بنده سی دی ای را که میبایست طبق آن قانون 168 تومن بفروشم ، 250 تومن فروخته ام . ه هرچقدر بنده سعی کردم به آقای قاضی بفهمانم که در جای جای این خاک پهناور ، قیمت فروش یک حلقه سی دی خام کمتر از 300 تومن نیست و حقیر سراپا تقصیر حدود 20 درصد هم ، زیر قیمت بازار فروخته ام ، به گوش ایشان نرفت که نرفت . نهایتن پس از اینکه کلی منت سر بنده گذاشتند که برایم اشد مجازات را در نظر نمیگیرند و اظهار علاقه فرمودند! و تاکید نمودند که قصد ایشان انجام وظیفه است و اگر چنین نباشد ، سنگ روی سنگ بند نمی شود ، هفتاد هزار تومن بنده را جریمه فرمودند ، تا مایه ی عبرتی باشم برای سایر گرانفروشان ! ه من هم در دل ، خوشنود و راضی از اینکه قوه ی قضائیه و سازمان نظارت و بازری کل کشور و سازمان حمایت از مصرف کنندگان ، مثل عقاب بر بازار احاطه دارند و نمی گذارند حقی از مصرف کنندگان عزیز (که شامل خودم هم می شد) ضایع شود ، به نزدیک ترین بانک مراجعه و مبلغ جریمه را سلفیدم! و اما علت اینکه پس از گذشتن این همه سال دوباره یاد آن ماجرا افتادم ، این است که مدتی پیش ، به تکاپو افتادم که ببینم چرا بعضی از پیامک! ها بعد از اینکه یک بار از طرف ما ارسال میشود ، گاهی تا 6 یا 7 مرتبه توسط گیرنده ، دریافت می شود . بعد از کنکاش فراوان (حدود 3 ماه پیگیری و سریش بازی به خرج دادم) به این نتیجه رسیدم که علت اینکه مخابرات ، علاقه ای به رفع این مشکل نشان نمی دهد ، این است که هزینه ی تمام پیامک های تکراری هم ، پای مشتری گذاشته می شود و دریافت میگردد ! و دیگر اینکه جز من و احتمالن چند آدم بیکار! دیگر هم ، کسی اعتراضی نکرده ، و صدای ما هم که به جایی نمیرسید . باقی ماندن این نقص فنی ! (در نقص فنی بودن و سهوی بودن آن شبهات فراوانی وجود دارد) فقط باعث ریختن پول مردم به جیب گشاد مخابرات (دولت) است . ه این شد که بنده یک روز عزمم را جزم کردم و تصمیم گرفتم تا به نمایندگی از خیل عظیم مشترکین مورد نظر! ، داد خود را از مخابرات بستانم . لذا از ساعت 8 صبح گوشی تلفن را برداشته و به هر جایی که فکرش را بکنید زنگ زدم . خیلی از نهادهای مربوطه یا پیامگیر گذاشته بودند یا گوشی را بر نمیداشتند . پله پله بالا رفتم تا رسیدم به دفتر ریاست جمهوری ، با کمال تعجب دیدم یک نفر آنجا بود که گوشی را بردارد . ابتدا چند لحظه طول کشید تا از شوک ناشی از ذوق مرگی حاصل از اینکه یک نفر گوشی را برداشته ، خارج شوم! بعد از اینکه آن دوست گرامی سنت تکریم ارباب رجوع را به جا آورد و در حق من مهر ورزی کرد ، بنده را با یک شوت کات دار ارجاع مجدد داد به قسمت بازرسی مخابرات (همانجا که کسی گوشی را بر نمیدارد!) ه القصه ، طی کردن این پروسه ، تا ساعت 16:30 طول کشید و دیگر رمقی برای چانه و گوش و انگشت اشاره ی من (برای گرفتن شماره) باقی نماند ، که اگر هم میماند ادارات محترم دولتی دیگر باز نبودند ، که اگر هم بودند ، همان صبح جواب آدم را میدادند! این بود خاطره ی من . حالا هرکسی معتقد است که اینچنین نیست و من بدبین هستم ، نامرد است ، اگر نیاید اینجا تا من نشانش بدهم! ه آقا !! توی این ممکلت اگر میخواهید کارتان راه بیفتد ، فقط با یک کار میتوان توجهات نهادهای ذیربط را جلب کرد ، آنهم اینست که ، به امام فحش بدهید !!! (البته من توصیه نمیکنم ، چون آنها که فحش داده اند ، آنطور که فکر میکردند ، کارشان راه نیفتاد!)

No comments:

Post a Comment